آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی، روی خندان تو را کاشکی می دیدم. شانه بالا زدنت را بی قید، و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد، وتکان دادن سر را که عجب،عاقبت مرد؟ افسوس، کاشکی می دیدم...
افسوس کاشکی می دیدم ...
![]()