تبليغاتX

آبی عشق

آبی عشق

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

دوستم نداشت دروغ ميگفت هر بار که بسراغم می آمد

با گريه ميگفتم راستش را بگو اگر مهربه ديگری داری

ترا می بخشم و باز خنده ای ميکرد و ميگفت جز تو مهر

 بکسی ندارم  تا اينکه يکروز با گريه  بسراغم آمد گفت

 مرا ببخش به تو دروغ گفتم . دل بديگری دارم.خنده

تلخی کردم و گفتم من هم به تو دروغ گفتم تو را نمی بخشم

2 نوشته شده در بیست و چهارم دی 1385ساعت توسط اسماعیل


*******************************