تبليغاتX

آبی عشق

آبی عشق

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست

 و پا می زند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد 

  اما عقرب انگشت او را نیش زد.مرد باز هم سعی

کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , اما عقرب

 بار دیگراو را نیش زد .رهگذری او را دید و پرسید:

"برای چه عقربی را که تو را نیش می زند  

 نجات می دهی؟" .مرد پاسخ داد:"این طبیعت عقرب است

 که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم"

 .چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که

 عقرب طبیعتا نیش می زند؟

2 نوشته شده در شانزدهم بهمن 1385ساعت توسط اسماعیل


*******************************