در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد كس جاي در اين منزل ويرانه ندارد دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد كس تاب نگهداري ديوانه ندارد وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه مي ريزد نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه مي ريزد



